بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

36

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

جنت دنياست نه جنت آخرت ، مگر آنكه اينحديث را تأويل كنند كه مراد اينست كه اشجار آن جنت كه آدم را حكم بسكونت آن شد مانند اشجار ساير بساتين دنيا نبود كه همين بيك ميوه بارور گردد . و در بعضى روايات وارد شده كه مراد از شجره ، شجرهء علم محمد و آل محمد است كه حق تعالى ايشان را از ميان خلايق برگزيد . و عدم تقرب به آن ، التماس ننمودن آن مرتبهء علم است زيرا كه غير ايشان از آن شجره تناول نميتوانند كرد و فى رواية « أراه أسماءهم من العرش و قال : هؤلاء من ذريتك و هم خير منك و من جميع خلقى ، و لولاهم لما خلقتك و لا خلقت الجنة و النار و لا السماء و لا الارض ، فاياك ان تنظر اليهم به عين الحسد و تتمنّى منزلتهم ، فتسلط عليه الشيطان حتى اكل من الشجرة التي نهى عنها و تسلط على الحوّاء فنظرت الى فاطمة به عين الحسد حتى اكلت من الشجرة كما اكل آدم » يعنى : نمود حق تعالى اسماء پيغمبر و اهل بيت طيّبين او را بر آدم و حواء از ساق عرش و گفت : اينها از جملهء ذريت تواند و ايشان بهترند از تو و از جميع مخلوقات من و اگر ايشان نميبودند ترا خلق نميكردم ، و همچنين خلق نميكردم جنت و نار را و آسمان و زمين را ، پس بر حذر باش كه به چشم حسد نظر كنى ايشان را و آرزوى مرتبه و منزلت ايشان كنى پس شيطان مسلط شد بر آدم و او نظر كرد بمحمد و آل طاهرين او به چشم حسد تا آنكه اكل از شجرهء منهيه نمود ، و مسلط شد بر حوا تا آنكه او حسد بفاطمهء زهراء عليها السلام برد و مانند آدم اكل شجرهء منهيه نمود . فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ اى و ان تقربا هذا الشجرة فتكونا من الظالمين ، بنا بر اين « فتكونا » مجزوم است تا آنكه جواب شرط محذوف باشد يعنى و اگر شما نزديك اين شجره شويد پس باشيد بسبب ارتكاب اين خلاف اولى از جملهء ستم كنندگان بر نفس خود ، يعنى از آن جماعتى كه نصيب خود را از ثواب ناقص گردانيده باشند . فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها محتمل است كه ضمير « عنها » راجع بشجره شود ، و در اين صورت كلمهء « عن » براى سببيّت است اى « فازلهما الشيطان بسبب الشجرة » يعنى پس بلغزانيد قدم آدم و حوّا را ابليس بسبب شجره و قرب به آن ، و ميتواند كه ضمير « عنها »